اینکه چطور میشه سروکله اینجانب در این سایت پیدا میشه،اصلا به شما ربطی نداره! از اونجایی که قرار هر ۱۵ روز یک باربه روز بشیم ما هم سربازوار در خدمتیم.
از جو رمانتیک وارش براتون بگم که همه ژل زده واتو کشیده اند،یکیش حسین رحمانی ِ شاعرنمای مشکوک که متخصص سرکوفت زدن وضدحال به برو [...]
|
پست شده در تاریخ ۲م مرداد ۱۳۸۰ به وسیله وارش
|
|
دسته بندی شده در: وارش |
|
|
داشتم مطلب( آیا احمد زاده در ملوان میماند؟) را تا یپ میکردم که حسین رحمانی خبرداد صالح نیا سرمربی ملوان شده است، در حا لیکه امیدوار بودم،احتمال کم ِ ماندن ممی درملوان بر هر گزینه ای غا لب شود.
بله! بعد از چند سالی فارغ شدن ملوان از مسائل سیاسی که ملوان را مدتی زمین گیر [...]
|
پست شده در تاریخ ۲م مرداد ۱۳۸۰ به وسیله وارش
|
|
دسته بندی شده در: وارش |
|
|
دقیقا چند ماه قبل از انتخابات هفتادو شش بود که سید محمد خاتمی رئیس جمهورکنونی ایران که در آن زمان مدیر ناشناخته کتابخانه ملی بود برای تبلیغات انتخاباتی وارد گیلان شد و با استقبال مردم وروشنفکران گیلانی روبرو شد. شاید شما هم یادتان باشد که ایشان با تاخیر فراوان وارد انزلی شد و قرار بود [...]
|
پست شده در تاریخ ۲م مرداد ۱۳۸۰ به وسیله وارش
|
|
دسته بندی شده در: وارش |
|
|
ای عاشق در انتظار چه نشسته ای؟
در انتظار باد های پاییزی؟ بارانهای بهاری؟
برگهای زرد ویا شکوفه های ارغوانی؟
در انتظار کدامی؟
انتظار بیهوده است. پنجره را باز کن.
جدار را بشکن؛غبار را بشوی وخاطره ها را به خاطره ها بسپار.
تا پایان پایانها مانده است. این است [...]
|
پست شده در تاریخ ۲م مرداد ۱۳۸۰ به وسیله وارش
|
|
دسته بندی شده در: اجتماعی, وارش |
|
|